در زادروز مادرم

Blog 2018-03-19


پروانه اسکندری-فروهر: ۲۹ اسفند ۱۳۱۷- ۱ آذر ۱۳۷
هر سال در این روزهای دم عید، در این ایام که او چشم بر جهان گشوده بود، یاد نازنینش، زیبا و فرار، مثل آن پروانه که نامش بود دور و برم می‌چرخد، و هنوز انگار شور زندگی‌اش با تلخی آن مرگ که نصیبش شد می‌جنگد
چند سطر زیر از کتاب «بخوان به نام ایران» در وصف اوست در چشم‌های کودکی من

Read More

گزارش و تأمل؛ دادخواهی، محکمه و خیزش مردم ـ بهمن ۱۳۹۶

Blog 2018-02-13

«پشت این هول‌آور تاریک
آفتابی آشیان دارد»  … پروانه فروهر

تازه چند روزی بود از ایران برگشته بودم -اشباع از مشاهده‌ها و تجربه‌ها و معلق میان برداشت‌ها و فکرهای نیمه‌تمام- که وکیلم از تهران تماس گرفت و خبر داد که دادگاه انقلاب رأی به محکومیت من صادر کرده است: شش سال حبس تعلیقی؛ پنج سال به جرم توهین به مقدسات و سیدالشهدا و یک سال به جرم تبلیغ علیه نظام. حکم را زودتر از آنچه فکر می‌کردم صادر کرده بودند و سنگین‌تر از آن بود که انتظارش را داشتم. واژه‌ی تعلیقی در انتهای رأی البته عجالتاً به معنای نفس راحت بود.
در گیرودار تنظیم تقاضای تجدید نظر بودم که خبر اولین تجمع‌های اعتراضی در ایران پخش شد. اعتراضی که در پهنه‌ی وسیع ایران با شتاب و شدتی بی‌مانند از اینجا و آنجا بیرون زد و حضور سرکش و جسور خود را به دوران ما اعلام کرد. چنین رخدادهایی نه تنها آینده‌ی زمانه‌ی خود را تغییر می‌دهند بلکه خوانش ما از گذشته‌شان را نیز متحول می‌کنند. در بستر یک تاریخ، مسیری را عیان می‌کنند که تا پیش از آن محو می‌نموده یا نفی می‌شده است. از زاویه‌ی فردی چنین موقعیتی، بزنگاهی‌ست برای محکِ برداشت‌های خویش، برای طرح این پرسش اساسی از خود که کجا ایستاده‌ام، با چه چشم‌انداز و امیدی؟ و چه تلاشی برای تحقق این امید کرده و می‌کنم؟ 

Read More

نامه به نمایندگان مجلس ـ ۱۷ آذر ۱۳۹۶

Blog 2018-02-13

با سلام و احترام حضور
نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی ایران آقای علی مطهری،
نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران خانم‌ها فاطمه حسینی، پروانه مافی، طیبه سیاوشی، فریده اولادقباد، و آقایان محمود صادقی و بهرام پارسایی
پیش از هر چیز صمیمانه از گفته‌ها و اقدام‌های هم‌دلانه‌ی شما در مورد شکایت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران از من، که به پیگرد قضایی و محاکمه‌ام در دادگاه انقلاب انجامیده است، قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم.
امیدوارم پیگیری شما، در کنار دیگر همدلی‌ها و تلاش‌ها سبب آشکار شدن حقیقت شود و این پرونده‌سازی‌های بی‌پایه و اساس، که برای خاموش کردن صدای دادخواهی من انجام شده، با رأی عادلانه‌ای از سوی دادگاه به پایان برسد.
همچنین امیدوارم با بازگویی آنچه در روند این پرونده‌سازی بر من روا کرده‌اند، وجدان عمومی نسبت به تنگناهایی، که ما بازماندگان قربانیان خشونت و سرکوب سیاسی با آن دست به گریبان هستیم، حساس شده و بیش از پیش سبب احساس مسئولیت و شناسایی وظیفه در مردم و مسئولان حکومتی شود. با امید به روزی که پاسخ دادخواهی و حق‌طلبی ما پرونده‌سازی و تهدید و توهین و ارعاب نباشد. 

Read More

یادداشت پیش از دادگاه ـ ۴ آذر ۱۳۹۶

Blog 2017-11-25

ساعت ۱۰ صبح امروز شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برای محاکمه‌ی من تشکیل جلسه می‌دهد.
شاکی وزارت اطلاعات است. همان وزارت‌خانه‌ای که نوزده سال پیش کارمندانش پدر و مادر نازنینم را با ضربه‌های بی‌شمار چاقو کشتند. ۱۸ تن از این کارمندان دو سال بعد به اتهام شرکت در قتل پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده محاکمه شدند.

Read More

دو ساعت سکوت ـ ۳۰ آبان ۱۳۹۶

Blog 2017-11-21

دو ساعت سکوت، در نوزدهمین سالگرد قتل فروهرها، چهارشنبه یکم آذرماه ۱۳۹۶، ۴ تا ۶ بعدازظهر
دروازه شمیران، خیابان هدایت، کوچه مرادزاده،  شماره ۱۸، خانه و قتلگاه فروهرها
شرح ماوقع این روزها و یک درخواست از همه‌ی همراهان و همدلانی که با حضور خود در تداوم سنت دادخواهانه‌ی این سالگردها تلاش کرده‌اند و می‌کنند:

ده روز پیش که به تهران رسیدم در همان فرودگاه پاسپورتم را گرفتند و برگه‌ای به دستم دادند تا روز دوشنبه به دفتر نهاد ریاست‌جمهوری در اداره‌ی گذرنامه مراجعه کنم. گفته بودند پاسپورتم را در این روز پس خواهند داد که حالا موکول به روز دادگاهم در شنبه آینده شده است.
آنچه در این دفتر شنیدم نمایانگر آن تنگنایی‌ست که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و قضایی در هماهنگی با یکدیگر برای من مهیا کرده‌اند؛ بنیانش بر وارونه‌نمایی و تهدید و ارعاب.

Read More

در پیگیری شکایت به کمیسیون اصل نود مجلس ـ ۲۸ آبان ۱۳۹۶

Blog 2017-11-19

به زودی یکم آذرماه، نوزدهمین سالگرد قتل سیاسی داریوش و پروانه فروهر، فراخواهد رسید. 

امسال نیز به رسم وفا و حکم وجدان برای برگزاری مراسم بزرگداشت پدر و مادرم به تهران آمده‌ام. هنوز نمی‌دانم آیا قفل ممنوعیت این مراسم امسال خواهد شکست یا نه. اما همچنان بر حق خود و دیگران در یادآوری و گرامی‌داشت آن جانباختگان گرانقدر پافشاری دارم. در بهار امسال برای احقاق این حق، تلاش تازه‌ای آغاز و به کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی شکایت کردم. وکیلم در پیگیری این شکایت، آقای آرش کیخسروی، متن زیر را در اردیبهشت‌ماه به دفتر کمیسیون داد که در آنجا ثبت شد. از آن پس نیز بارها و بارها پیگیری کرده است. هنوز پاسخی به پرسش‌های طرح‌شده در متن نگرفته‌ایم اما در مهرماه جواب کوتاهی از این کمیسیون دریافت کردیم مبنی بر اعلام رسیدگی به شکایت. به پیوست نامه‌ی کوتاهی از مقام مسئول در دبیرخانه قوه قضاییه نیز فرستاده شده بود، که در آن عطف به یک نامه‌‌ی دیگر، که نه پیوست بود و نه توضیحی درباره‌ی محتوای آن داده شده بود، نوشته بودند: فعلاً اقدامی ندارد. 
ما همچنان پیگیری می‌کنیم و امیدواریم به سرانجامی شفاف و عادلانه. 
پرستو فروهر، ۲۸ آبان ۱۳۹۶

Read More

در یادآوری قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ و ضرورت پیشبرد دادخواهی 

Blog 2017-11-08

نوزده سال از قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ می‌گذرد …
سالگرد پیش‌رو امکانی‌ست در یادآوری دادخواهی ناتمام این جنایت‌های سیاسی و پافشاری بر پیشبرد آن، و فرصتی‌ست برای گرامی‌داشت یاد جان‌باختگان این جنایت‌ها: پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، مجید شریف، پیروز دوانی، حمید حاجی‌زاده و فرزند خردسالش کارون. 

بی‌شک دادخواهی جنایت‌های سیاسی نیازمند کوششی جمعی و پی‌گیر است که نمی‌تواند در برپایی سالگردها خلاصه شود، اما می‌توان از بار عاطفی و نمادین چنین مناسبت‌هایی مدد جست تا با صیقل حافظه‌و وجدان جمعی و یادآوری مسئولیت مدنی و اخلاقی در برابر سرکوب دگراندیشان به همبستگیِ اجتماعی لازم برای پیشبرد دادخواهی نزدیکتر شد.  Read More

پاییز ۱۳۸۱- گزارش به ملت

Blog 2017-11-08

برای یادآوری؛ این گزارش در چهارمین سالگرد قتل‌های سیاسی آذر ۷۷،  در آبان ۱۳۸۱ نوشته شده

گزارش به ملت
غروب یکشنبه یکم آذرماه ۱۳۷۷ از خبرنگار یکی از رادیوهای فارسی‌زبان خبر حمله به پدرومادرم را دریافت کردم. چند دقیقه بعد از زبان یکی از دوستان آنان و لابلای هق‌هق گریه‌اش شنیدم که پدرومادرم در حریم خانه‌شان به شیوه‌ی وحشیانه‌ای به قتل رسیده‌اند. خشونت نمایان در این جنایت‌ها چنان تکان‌دهنده بود که از همان ابتدا سیلی از توصیف‌های جانخراش در بیان چگونگی دو قتل در رسانه‌ها و نیز زبان به زبان پخش شد.

در آن غروب فرزندانم بیتاب زاری می‌کردند، برادرم مشت و سر بر دیوار می‌کوفت و هر صدایی که به گوشمان می‌رسید با گریه و دشنام همراه بود. شانه‌هایمان همگی زیر آوار این فاجعه‌ی انسانی می‌شکست. Read More

“Tausendundein Tag” in San Telmo Museum, San Sebastian, 2017 -۱۳۹۶ ،هزار و یک روز، موزه سن تلمو، سن‌سباستین

Blog 2017-03-25

WASTE LANDS, 4. March – 21. May 2017
13 women artists (from Afghanistan, Algeria, Azerbaijan, Egypt, United Arab Emirates, Iran, Lebanon, Morocco and Palestine) show destroyed and impoverished landscapes from 2000 to the present day. They reflect usurped lands, looted goods and places through sculptures, videos, photos, etc.
Read More

Wie man aus einer Anklägerin eine Angeklagte macht; Reisebericht, Teheran, Nov.-Dez. 2016

Blog 2017-01-26

Am 16. November 2016 reiste ich nach Teheran, um meiner Eltern, Parvaneh und Dariush Forouhar, die vor 18 Jahren im Zuge einer Reihe politischer Morde durch Agenten des Geheimdienstes der Islamischen Republik Iran bestialisch getötet wurden, zu gedenken. Ich hatte vor, an ihrem Todestag eine Gedenkfeier in ihrem Haus abzuhalten. Wegen des Schaltjahrs fiel der Tag auf den 21. November.
Zwei Tage vor diesem Termin, spät am Vormittag, erhielt ich einen Anruf. Auf dem Display stand „Anonym“. Der Anrufer stellte sich als „vom Ministerium“ vor und begann mir in einem aufdringlichen Monolog „brüderliche Ratschläge“ bezüglich meines Vorhabens zu erteilen und die Konsequenzen aufzuzählen, welche meine Missachtung seiner „Ratschläge“ nach sich ziehen würde. 
„Wir werden nicht zulassen, dass die Konterrevolutionäre diesen Anlass für ihre Zwecke missbrauchen“, wiederholte er die alte Leier, die ich nun schon seit Jahren anhören muss.
Ihn zu unterbrechen war nicht möglich. Wir redeten gleichzeitig. Auf meine geäußerten Zweifel an der Legitimität solcher anonymen Anrufe zur Übermittlung offizieller Richtlinien reagierte er mit Wiederholungen seiner Routine-Sätze in zunehmender Lautstärke.  Read More

سفر پاییز ۹۵ …

Blog 2017-01-26

توضیح کوتاهی در پیش‌درآمد متن:
حتی پیدا کردن یک عنوان مناسب برای این نوشته سخت بود!
آن سه نقطه‌ی بالا جای واژه‌ی گزارش آمده‌، تا حساسیت قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده‌ی «اتهام‌ها»ی من در دادسرای اوین برانگیخته نشود. واژه‌ی گزارش، بر اساس برداشت‌های (بینامتنی) من از گفته‌های او، به حوزه‌ی اتهام‌برانگیز و «مورد سوءاستفاده‌ی دشمنان» تعلق دارد. اگرچه به نظرم دامنه‌ی حساسیت وی به واژه‌ها آنقدر گسترده است که اگر خود را موظف به آن کنم به لکنت زبان دچار خواهم شد، اما از سر خودداری و خوش‌بینی ذاتی‌ام، که در این روزگار تیره و خوف‌آور با سماجت سعی در حفظ‌ آن دارم، سعی کردم در این نوشته از کاربرد واژه‌های سه نقطه‌ای و تعبیرهای «اتهام‌برانگیز» پرهیز کنم. این سبب کندی نوشتن شد.
علت‌ دیگر تأخیر نیز در دشواری یافتن قالب مناسب برای بیان محتوای مورد نظر بود؛ قالبی که از انعطاف لازم برای بازنمایی کلاف سردرگم واقعیت برخوردار باشد. و شاید از آنجا که به فضاهای بینابینی تعلق و تعلقِ خاطر دارم، دست‌آخر این متن هم چنین خصلتی یافته و حامل فضایی بینابینی از تراژدی و طنز شده باشد. البته شاید هم خودِ محتوا چنین بوده که چنین قالبی یافته است! تراژدی‌اش که عیان است، طنزش را هم خودتان لابلای متن پیدا کنید. و توضیح آخر اینکه چون اولویت متن در وجه خبری آن نیست، تأخیر در انتشار هم به نظرم چندان بااهمیت نیامد. متن اصلی از اینجا شروع می‌شود: Read More

یادآوری … و همچنان پافشاری بر پیشبرد دادخواهی – سالگرد قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷

Blog 2016-11-14

هجدهمین سالگرد قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ فرامی‌رسد.
امسال نیز به تهران خواهم رفت تا در سالروز قتل پدرومادرم، داریوش و پروانه فروهر، یادشان را در خانه و قتلگاه آنان گرامی دارم. در آستانه‌ی این سفر شما را به یادآوری، به تلاش برای روشنگری و دادخواهی این جنایت‌ها، و به گرامی‌داشت یاد قربانیان، پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، مجید شریف، پیروز دوانی، حمید حاجی‌زاده و فرزند خردسالش کارون فرامی‌خوانم.
از سال‌ها پیش از آن پاییز شوم ۷۷ دگراندیشان ایرانی، در درون و بیرون کشور، قربانی قتل‌های سیاسی شده‌اند؛ فرآیند مخوفی که از سوی ساختار قدرت در ایران به قصد سرکوب ظرفیت‌های دگراندیشی و کانون‌های اعتراض در جامعه به اجرا درآمد، جان شریف آدمی و عزم انسانی او را برای دست‌یابی به آزادی و عدالت در تله‌ی خشونت و وحشت گرفتار کرد، و رد خونینی از بیداد بر تاریخ سرزمین ما کشید.
قتل‌های سیاسی آذر ۷۷ اما نقطه‌ی عطفی در این روند رقم زد: زیر فشار اعتراض گسترده‌ی افکار عمومی، به طور رسمی از سوی نهادهای حاکم در ایران اعتراف شد که مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی مسئول طرح‌ریزی و اجرای این جنایت‌ها بوده‌اند. این اعتراف هولناک، نه تنها به انزجار عمومی دامن زد، که در ابتدا موجی از امید نیز برانگیخت که با دادرسی عادلانه‌ی این قتل‌ها ابعاد خشونت سازمان‌یافته‌ی نهادهای حکومتی بر ضد دگراندیشان افشا، دستوردهندگان و مأموران اجرای این جنایت‌ها وادار به پاسخگویی، و نهادهای امنیتی ملزم به حقوق فردی و اجتماعی دگراندیشان خواهند شد. اما عملکرد دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در پیگیری قتل‌ها، که نمایشی رسوا از جوسازی‌ها و خلافکاری‌های حقوقی بود، خط بطلان بر این امید کشید. این روند ناحق تا آنجا پیش رفت که به سرکوب آنان که برای روشنگری و دادخواهی تلاش می‌کردند، رسید. و پس از گذشت زمان کوتاهی حتی گرامی‌داشت قربانیان ممنوع شد.

Read More

Rund-Brief: 18. Jahrestages der politischen Morde vom Herbst 98

Blog 2016-11-14

Zum Anlass des 18. Jahrestages der politischen Morde vom Herbst 1998 werde ich in den kommenden Tagen wie jedes Jahr nach Teheran reisen, um meiner Eltern, Parvaneh und Dariush Forouhar, zu gedenken.
Ich schreibe Ihnen und bitte Sie um Ihre Solidarität beim Gedenken an die Opfer dieser Verbrechen: Parvaneh und Dariush Forouhar, führende Oppositionelle, die Schriftsteller Mohammad Mokhtari und Mohammad Djafar Pouyandeh, die politischen Aktivisten Madjid Sharif und Piruz Dawani, und der Dichter Hamid Hadjizadeh mit seinem zehnjährigen Sohn Karoun.
Schon in den Jahren vor dem Herbst 98 wurden die iranischen Andersdenkenden Opfer solcher Gewaltverbrechen. In diesem Herbst kam es aber zu einem Wendepunkt: Durch die massive Forderung der Öffentlichkeit nach Aufklärung erfolgte eine offizielle Stellungsname der Staatsmacht im Iran, in der die Verwicklung des Geheimdienstes der Islamischen Republik in der Mordreihe zugegeben wurde.

Read More

گفتگوی محمد حیدری با پرستو فروهر: دادخواهی روندی برای آگاهی بخشی است و نه انتقام‌گیری

Blog 2016-10-19

etehadbarayeiran

-چه نسبتی بین اعاده حیثیت از گذشته و مساله دادخواهی وجود دارد؟ چیزی که امروز با آن مواجهیم آن است که معمولا پیش از هرگونه دادخواهی و فرجام این دادخواهی، نوعی از اعاده حیثیت دروغین برای بازیگران و عاملان سرکوب، اتفاق می‌افتد. کسانی که باید جوابگوی اتهامات خود  باشند، صندلی متهم را ترک کرده و ظاهرا طلبکار هم می‌شوند. افرادی که متهم به اقدامات غیرانسانی بودند، امروز در یک فرایند غریب و نوعی شعبده‌بازی عجیب، به قهرمان دوره جدید تبدیل شده‌اند. بگذارید دو مثال مشخص بزنم. هاشمی‌رفسنجانی که خود متهم به تثبیت استبداد دینی و همدستی در سرکوب بود، امروز به قهرمانی نجات‌بخش تبدیل شده است. نه خودش و نه هوادارانش حاضر به توضیح و پاسخگویی در برابر اعمال گذشته نیستند. در نمونه‌ای دیگر، حکومت سلطنتی پهلوی است که متهم به استبداد، ظلم و جنایت بود، اما امروز حتی به نوستالژی بخشی از نیروهای اپوزیسیون هم تبدیل شده است. آیا ما کم‌حافظه هستیم یا اینکه جنایت با مرور زمان تغییر ماهیت می‌دهد؟
پیش از هر سخنی بگویم که با این نگاه به مفهوم «اعاده حیثیت» موافق نیستم. اینجا اعاده حیثیتی صورت نگرفته بلکه اتفاق دیگری افتاده است. به نظرم در هر دوی این نمونه‌ها که گفتی، تغییر برداشت جمعی بیش از آنکه ریشه در کم‌حافظگی داشته باشد، نمودی از استیصال است. گروهی هست که منافع مستقیمی در این فرآیند دارد. آن‌ها را کنار می‌گذارم. اما این فرآیند تغییر قضاوت، همانطور که اشاره کردی، متأسفانه طیف وسیعی را در برمی‌گیرد. این به نظر من واکنشی‌ست غیرسازنده به بن‌بست‌هایی که بر جامعه تحمیل شده Read More

…جمله‌ی ناتمام یک سند تاریخی: حدود ۲۰۰ نفر هستند که این‌ها را

Blog 2016-07-17

 ۲۷ مرداد ۱۳۹۵
papillon_khavaran
پروانه خاوران، ۱۳۸۹

گفتگو در زمانی ضبط شده است که هنوز گروهی از اعدامی‌ها زنده‌ بوده‌اند، هنوز زندانی بوده‌اند و نه اعدامی. بیست و هشت سال بعد، ما در جایگاه شنونده به آن بزنگاهی پرتاب می‌شویم که سرنوشت این زندانیان هنوز رقم نخورده است؛ هنوز در سلول‌های انفرادی منتظر نوبت خویش برای رودررو شدن با کمیته‌ی مرگ بوده‌اند. شاید از همین روست که دلهره‌ی پایان زندگی آنان حالا برای ما واقعی میشود. Read More

لوح مصدق

Blog 2016-06-20

کلن، ۳۰ خرداد ۱۳۹۵
lohmosadegh1

وقتی تلفن زنگ زد و صدای دوستانه‌ای خبر بی‌اندازه خوش تصمیم کمیته‌ی برگزارکننده‌ی یکصدوسی‌وچهارمین زادروز مصدق را در دادن لوح مصدق به من برایم گفت، این خبر عین نوشیدن آب پاکیزه و گوارایی در اوج تشنگی برایم بود، مثل نفس عمیقی از هوای پاک پس از حس خفگی از استنشاق ذرات آلوده که مثل زهر به جان آدم رسوخ کرده است.
انگار پژواک نام و خاطره‌ی شریف مصدق مثل پلی که مجال دیدن افق می‌دهد، به سوی‌ات باز می‌شود تا راهی از آزادگی و انسانیت بگشاید. Read More

“Countdown” religiöse Hetze als ein weiterer Schritt mich zum Schweigen zu bringen

Blog 2016-06-19

Am 28. Mai erhielt ich eine Nachricht aus Teheran, die mit „sehr dringlich“ gekennzeichnet war. Sie beinhaltete mehrere Links, die mich zu einigen Webseiten der Nachrichtenagenturen der Hardliner im Iran führten.
Eine kurze Textpassage wiederholte sich fast identisch unter unterschiedlichen Headlines – die sich in ihre Schärfe überschlugen, um ihre gemeinsame Devise in Bezug auf den Vorwurf der Blasphemie gegen mich zu betonen. Laut dem Gesetz der Islamischen Republik Irans ist Blasphemie ein Delikt, das mit einer Haftstrafe von drei bis zehn Jahren geahndet wird. Als Beweis für diesen Vorwurf wurde eine meiner künstlerischen Arbeiten, der Installation “Countdown
, aufgeführt und auch abgebildet, die ich im Jahre 2008 hergestellt und seitdem bei diversen Ausstellungen gezeigt habe, zuletzt im Jahr 2013 in der Kunsthalle Lingen. Read More

تهمت و تهدید به نام دفاع از مقدسات و به کام تله‌ی امنیتی

Blog 2016-06-13

خرداد ۱۳۹۵
این نوشته واکنشی است به جنجالی که برانگیخته شد به دنبال انتشار عکسی از یکی از کارهای هنری من. در این نوشته به این جنجال و انگیزه‌های امنیتی دامن زدن به آن در رسانه‌های حکومتی می‌پردازم، اما هدف اصلی من توضیح گوشه‌ای از دیدگاه‌هایم در آفرینش هنری است تا با روشنگری در برابر این جنجال بایستم. در متن تصویرهایی گنجانده شده از آثاری که به آنها اشاره شده است.

دوستی می‌گفت دوست دیگری در انتخابات ایالتی به حزب نوظهور آلترناتیو برای آلمان (با گرایش‌های فاشیستی) رأی داده است. چند سال پیش اگر بود باورم نمی‌شد. واقعیت اما معلم بی‌رحمی‌ست. چشم آدم را باز می‌کند و گاه مصداق این کلیشه است که از پرتگاه‌ بحران‌های اجتماعی این ارزش‌های انسانی هستند که سقوط می‌کنند.
وقتی چند روز پیش گروهی از راست‌گرایان افراطی در شهرکی دورافتاده راه اتوبوس پناهجویان را سد کردند ویدئوی لرزانی به سرعت پخش شد که از بیرون اتوبوس نمای درون آن را نشان می‌داد. در قاب پنجره‌ی فراخ اتوبوس زنان و کودکان وحشت‌زده‌ای مثل ماهی به قلاب تکان تکان می‌خوردند. به این تصویر هولناک خیره مانده بودم و به یاد آن «دوست» بودم که لابد به هنگام آن حمله در آتلیه‌اش نقاشی می‌کرده، یا سرگرم خواندن متن‌های موقری بوده است در باب ارزش «فرهنگ خودی» و لزوم پیشگیری از «بیگانه‌سازی» فرهنگی و اجتماعی در پی افزایش شمار خارجی‌ها در کشور. Read More

ما و آن‌ها»، نامه‌نگاری‌های پرستو فروهر با «آیدین»، از بهار ۹۲ تا زمستان۹۳»

Blog 2016-05-15

این جزوه دربردارنده‌ی نامه‌نگاری «آیدین» و من است در یک برهه‌ی زمانی دوساله، از بهار ۹۲ تا زمستان۹۳.  آیدین نام مستعاری است که دوست عزیزم برای خود انتخاب کرد تا از پی‌آمدهای ناخوشایندی در امان بماند، که از کسب‌وکار مأموران امنیتی جمهوری اسلامی نصیب آدم می‌شود. آیدین متولد اواخر دهه‌ی پنجاه است، چندسالی بزرگ‌تر از پسران من. پس می‌توان این نامه‌ها را نمونه‌ای گرفت از گفتگوی دو نسلی که هریک از ما به آن تعلق داریم. نسل من انقلاب، جنگ و سرکوب دهه‌ی شصت را در پا گذاشتن به جوانی تجربه کرده‌است، نسل او در کودکی. پس از آن برهه‌ی دوران‌ساز نیز سرگذشت هریک از ما در تأثیرپذیری از شرایط بغرنج اجتماعی-سیاسی ایران رقم خورده است، اما اختلاف نسل در چگونگی این تأثیر اساسی بوده است.

maanha Read More

راه‌اندازی تارنمای فروهرها

Blog 2016-05-15

به این وسیله خبر راه‌اندازی تارنمای «فروهرها» را به آگاهی همگان می‌رسانیم. www.forouharha.net
این تارنما نتیجه‌ی همکاری چندساله‌ی ما در گردآوری و نسخه‌برداری دیجیتال از سندهایی است که بازنمای تاریخ پیکار سیاسی داریوش فروهر و پروانه فروهر(اسکندری) هستند. هریک از ما از سر تعلق و دین ویژه‌ی خویش به داریوش و پروانه فروهر انجام این مهم را بر خود واجب دانستیم. امیدواریم این ادای دین، به سهم اندک خود، درخور آن دو انسان آرمان‌خواه و تاریخ‌ساز باشد. همچنین امیدواریم که سندهای این تارنما در شناخت بهتر بخش‌هایی از تاریخ سیاسی ایران مفید بوده و به انتقال تجربه‌های سیاسی نسل پیشین به نسل‌های آینده کمک کند.
توضیح تارنما در صفحه‌ی نخست آن آورده شده که به بازپخش آن بسنده می‌کنیم، با این امید که تاریخ دست‌مایه‌ی آگاهی و تلاش گردد برای دست‌یابی به آرمان‌های دیرینه‌ی داریوش و پروانه فروهر: استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی.
forouharha2

پیشگفتار تارنما: هدف این تارنما شناسایی تاریخ مبارزه‌ و راه سیاسی داریوش و پروانه فروهر از دریچه‌ی سندهای تاریخی است. انتخاب تارنما برای این هدف با امید به افزایش امکان دسترسی همگانی به این سندها و نیز امکان گسترش این آرشیو در طول زمان انجام گرفته است. Read More