All posts filed under ‘Blog

از اینجا و آنجا در تهران

Blog 2016-03-13

۲۳ اسفند ۱۳۹۴ «گاهی باید ضرب محکم مشت را بخوری تا به‌خود آیی که کجا زندگی می‌کنی.» ساعدی روز پنجم بهمن بود. به در آهنی خانه از بیرون فقل یغوری آویزان بود، که به سفارش خاله‌هایم برای محکم‌کاری به آن جوش داده بودند. رنگ در زیر ضربه‌های پتک جابجا ترک خورده و ریخته بود؛ شبیه […]

در آستانه سال ۱۳۹۵ – عکسهایی از خاوران

Blog 2016-03-10

«هشت قدم مانده به در شانزده قدم رو به دیوار کدام گنج‌نامه از این رنج خبر خواهد داد؟ ای خاک کاش می‌توانستم نبض تو را بگیرم* این شعر روایتگر جغرافیای خاوران است، که دریافت آن تنها با قدم‌ها ممکن می‌شود. آنجا که سنگ‌ها و نام‌ها ممنوعند، آنجا که بوته‌ها و درختچه ها ریشه‌کن می‌شوند، قلوه‌سنگ‌ها […]

پسوند سیاسی بر فعل غارت، بهمن ۱۳۹۴

Blog 2016-02-11

تهران، ۲۳ بهمن ۱۳۹۴ مدتی پیش و در پی دومین دستبرد به خانه‌ی پدرومادرم در سال جاری به تهران آمدم. روزهاست که در این خانه به سامان‌دهی اشیاء مشغول بوده‌ام، به بازسازی تصویر این مکان که یادآور زندگی و قتل داریوش و پروانه فروهر و نمادی از تاریخ تلاش و سرکوب دگراندیشان در سرزمین ماست. آنچه هربار […]

Rund-Brief; Wiederholter Einbruch in meinem Elternhaus

Blog 2016-01-22

Vor einigen Tagen hat mich die Nachricht über den wiederholten Einbruch in meinem Elternhaus in Teheran erreicht. Der vorherige geschah im April letzten Jahres. Meine Verwanden, die kurze Zeit nach dem Geschehen vor Ort waren, berichten von einer maßgeblichen Verwüstung und Plünderung des Hauses. Laut Einschätzung eines Schlossers, der zur Hilfe gerufen wurde, haben sich […]

دستبرد دوباره به خانه فروهرها

Blog 2016-01-22

سوم بهمن ۱۳۹۴ مدتی پیش باخبر شدم که بار دیگر به خانه‌ی پدرومادرم در تهران دستبرد زده شده است. دستبرد پیشین در اردیبهشت‌ماه امسال رخ داده بود. به روایت بستگانم، که چند ساعت پس از واقعه خود را به آن خانه رسانده‌اند، ویرانی و غارت این بار ابعاد گسترده‌ای داشته است. به گفته‌ی آهنگری که […]

گزارش کوتاه یک سفر

Blog 2015-11-30

آذر ۱۳۹۴ صبح زود روز چهارشنبه بیستم آبان به تهران رسیدم. خلاف معمول سفرهایی که در سالگرد قتل پدرومادرم به تهران کرده‌ام، این بار در فرودگاه نه از سوی مأموری مورد پرسشی قرار گرفتم، نه برگه‌ی احضاریه‌ای به دستم دادند و نه پاسپورتم ضبط شد. این تغییر برخورد را بهانه‌ای کردم برای خوشبینی. عصر بیست‌ویکم هم […]

Reisebericht, 30.11.2015

Blog 2015-11-30

In frühen Stunden der Mittwoch den 11. November kam ich in Teheraner Flughafen an. Seit der politische Ermordung meiner Eltern, Dariush und Parvaneh Forouhar, fahre ich jedes Jahr im Herbst nach Teheran um meine Eltern an ihrem Todestag am 22. November in ihrem Haus zu gedenken. Im Gegensatz zu meiner vorherigen Reisen zu diesem Anlass, […]

در هفدهمین سالگرد قتل‌های سیاسی پاییز ۱۳۷۷

Blog 2015-11-14

هفده سال پیش در چنین روزهایی عزیزان ما؛ پیروز دوانی، حمید حاجی‌زاده، کارون حاجی‌زاده، مجید شریف، پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، یکی پس از دیگری محکوم حکمی مخفیانه شدند، ربوده شدند، به خانه‌شان هجوم رفت، حریم‌شان شکست، جسم و جان گرامی‌شان درد کشید و سرانجام با بیرحمی و خشونتی لجام‌گسیخته به […]

ظهور ناگهانی یک «عکس خبری» با زیرنویسی «مشکوک»، آبان ۱۳۹۴

Blog 2015-11-10

عکس، حیاط خانه‌ی داریوش و پروانه فروهر را نشان می‌دهد در شب یکم آذر سال ۱۳۷۷. سیاه و سفید است و به مکانِ واقعه از بالا نگاه می‌کند. زاویه‌ی دید دوربین را که پی بگیری به ایوان خانه می‌رسی، کنار پله‌های مشرف به حیاط. عکاس اینجا ایستاده بوده است. شب است. بیست و سه نفر […]

Das Auffinden eines “Pressefotos” mit einer “verdächtige” Beschriftung

Blog 2015-11-09

Das vorliegende Foto zeigt den Innenhof meines Elternhauses am Abend des 22. November 1998. Es ist eine schwarz-weiß-Aufnahme aus einer von oben schauenden Perspektive. Den Kamerablick zurückverfolgend führt dieser vom Hof über die Treppe zur Terrasse zurück. Der Fotograf müsste hier gestanden haben. Die Nacht ist angebrochen. Dreiundzwanzig Personen sind anwesend, eine Frau und zweiundzwanzig […]

میدان بهارستان؛ روز کودتا و این روزها

Blog 2015-08-18

تهران، مرداد ۱۳۹۴ اگر در خانواده‌ای مصدقی بزرگ شده باشی سنگینی و تلخی روزهای آخر مرداد و بختک آن کودتا، که انگار روی سرگذشت «ما» افتاده بود، تا همه چیز را آنگونه کند که نباید می‌شد، تجربه کرده‌ای. از همان سال‌های کودکی این واژه‌ی غریب را می‌شناسی و عصبیتی که همراه آن فضا را می‌انباشت، لمس کرده‌ای. […]

Rund-Brief; kurzer Bericht – یک گزارش کوتاه

Blog 2015-05-17

عصر جمعه از تهران برگشتم. اقامت کوتاه و پرتنشی بود در مکانی عزیز و زخم خورده. حالا دوباره در خانه‌ی پدرومادرم کاغذها و کتاب‌ها و اشیاء به جاهایشان برگشته‌اند، خانه تیمار شده و بازهم چند قفل تازه به تن آن خورده تا شاید پاسدار حریم شکسته‌‌اش باشد. شکایتی هم در جریان است که امیدی به […]

دستبرد به خانه فروهرها

Blog 2015-05-03

اردیبهشت ۱۳۹۴ چند روز پیش باخبر شدم که به خانه‌ی پدرومادرم در تهران دستبرد زده شده است. راوی می‌گفت قفل‌ها شکسته، نرده‌های آهنی حفاظ ورودی ساختمان اره شده‌، اتاق‌ها به هم ریخته و آنچه در گنجه‌ها و قفسه ها بوده بیرون ریخته شده و کاغذها و کتاب‌ها و اشیاء پخش زمین مانده‌اند. آنچه در این […]

Rund-Brief vor meiner Abreise nach Teheran, 03.05.2015

Blog 2015-05-02

Vor einigen Tagen habe ich die Nachricht eines Einbruchs in meinem Elternhaus in Teheran erhalten. Die Person, die mir die Nachricht überbrachte, berichtet von aufgebrochenen  Sicherheitsschlössern, gesägten Eisengittern an der Haustur, verwüsteten Räumen, leer geräumte Regale und Schränke, auf dem Boden liegende Bücher, Dokumente und Gegenstände. Ich habe noch nicht das Geschehene gesehen.  Aber die […]

دوسالانه‌ی ونیز: روایت دعوت عجیب میزبان بی‌شرم

Blog 2015-03-08

اسفندماه ۱۳۹۳ در حال آماده کردن متن زیر برای انتشار بودم که فهرست هنرمندان شرکت‌کننده در دوسالانه‌ی ونیز به‌طور رسمی منتشر شد و در نهایت ناباوری نام خودم را در فهرست هنرمندان غرفه‌ی جمهوری اسلامی ایران دیدم. زهی وقاحت و بی‌شرمی! نمی‌فهمم چگونه دست‌اندرکاران این نمایشگاه به خود اجازه داده‌اند نام مرا در فهرست هنرمندان […]

در گرامی‌داشت روز جهانی زن و ادای دین به سیمین بهبهانی

Blog 2015-03-08

روز جهانی زن، فرانکفورت این روز خجسته، روز گرامی‌داشت تلاش‌های برابری‌خواهانه‌ در نسل های پیاپی زنان، روز تبلور پیوند جهانی در حق‌طلبی زنان، روز پافشاری بر کرامت زن بودن و پویایی تعریف آن در بستر چالش‌های اجتماعی، روز جهانی زن  بر همه‌ی ما گرامی باد! و این روز چه مناسبت شایسته‌ای ست برای گرامی‌داشت سیمین […]

“Water Mark”, Brodsky Center, 2015 -۱۳۹۴ ،رد آب، در رثای پناه‌جویانی که غرق شده‌اند، غرق می‌شوند

Blog 2015-02-20

چند عکس از ساخت کاغذ برای کار «رد آب» که در همکاری با استادکاران کاغذسازی و چاپ در مرکز هنر فمینیستی برادسکی وابسته به دانشگاه راتگرز اجرا شده. موضوع کار غرق شدن پناهجویان در دریاهای مجاور اروپاست. کاربرد کاغذ دستی به لحاظ مفهومی با موضوع کار ارتباط عمیقی دارد. کاغذ قرن‌هاست که ابزار انسان برای […]

Rund-Brief, 10. November 2014

Blog 2014-11-19

auch in diesem Jahr werde ich aus diesem Anlass nach Teheran reisen, um meinen Eltern, Parvaneh und Dariush Forouhar, zu gedenken.  Ich schreibe Ihnen, um Sie vor meiner Abreise um Ihre Solidarität und Unterstützung beim Gedenken an die Opfer und bei der Aufklärung dieses politischen Verbrechens, dem Parvaneh und Dariush Forouhar, führende oppositionelle Politiker, Mohammad Mokhtari […]

شانزدهمین سالگرد قتل های سیاسی آذر ۷۷: نامه‌ی پیش از سفر به همراهان دور و نزدیک

Blog 2014-11-10

 آبان‌ماه ۱۳۹۳ شانزدهمین سالگرد قتل های سیاسی آذر ۷۷ فرامی‌رسد و امسال نیز به تهران خواهم رفت تا در سالروز قتل پدرومادر نازنینم، داریوش و پروانه فروهر، یادشان را در خانه و قتلگاه‌شان گرامی بدارم. در آستانه‌ی این سفر شما را به یادآوری، به تلاش برای روشنگری و دادخواهی این جنایت‌ها، و به گرامیداشت یاد […]

بازخوانی دهه‌ی شصت

Blog 2014-09-21

در ابتدا قدردانی می‌کنم از همت پردوام برگزارکنندگان این نشست (کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران – برلین) که سال‌هاست با برپایی گردهم‌آیی‌های گوناگون برای تداوم اعتراض به نقض حقوق دگراندیشان ایرانی تلاش کرده‌اند. اگرچه عنوانی که برای این نشست اعلام شده بازخوانی دهه‌ی شصت است اما من […]

بازخوانی تلاش برای دادخواهی قتل‌های سیاسی آذر ۷۷ از منظر تبعیض‌ها و تجربه‌های زنانه

Blog 2014-01-24

نشست سمینار سراسری سالانه‌ی تشکل­های زنان ایرانی در آلمان، فرانکفورت، پنجم بهمن ۱۳۹۲ شرکت در این نشست را مجالی دانستم تا به روند پرچالش پانزده سال گذشته برای دادخواهی و یادآوری قتل های سیاسی آذر ۷۷ و نیز پاسداری یاد و میراث قربانیان این جنایت ها، که پدرومادر من داریوش و پروانه فروهر در زمره ی […]