راه‌اندازی تارنمای فروهرها

به این وسیله خبر راه‌اندازی تارنمای «فروهرها» را به آگاهی همگان می‌رسانیم. www.forouharha.net
این تارنما نتیجه‌ی همکاری چندساله‌ی ما در گردآوری و نسخه‌برداری دیجیتال از سندهایی است که بازنمای تاریخ پیکار سیاسی داریوش فروهر و پروانه فروهر(اسکندری) هستند. هریک از ما از سر تعلق و دین ویژه‌ی خویش به داریوش و پروانه فروهر انجام این مهم را بر خود واجب دانستیم. امیدواریم این ادای دین، به سهم اندک خود، درخور آن دو انسان آرمان‌خواه و تاریخ‌ساز باشد. همچنین امیدواریم که سندهای این تارنما در شناخت بهتر بخش‌هایی از تاریخ سیاسی ایران مفید بوده و به انتقال تجربه‌های سیاسی نسل پیشین به نسل‌های آینده کمک کند.
توضیح تارنما در صفحه‌ی نخست آن آورده شده که به بازپخش آن بسنده می‌کنیم، با این امید که تاریخ دست‌مایه‌ی آگاهی و تلاش گردد برای دست‌یابی به آرمان‌های دیرینه‌ی داریوش و پروانه فروهر: استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی.
forouharha2

پیشگفتار تارنما: هدف این تارنما شناسایی تاریخ مبارزه‌ و راه سیاسی داریوش و پروانه فروهر از دریچه‌ی سندهای تاریخی است. انتخاب تارنما برای این هدف با امید به افزایش امکان دسترسی همگانی به این سندها و نیز امکان گسترش این آرشیو در طول زمان انجام گرفته است.

Read more

در هفدهمین سالگرد قتل‌های سیاسی پاییز ۱۳۷۷

هفده سال پیش در چنین روزهایی عزیزان ما؛ پیروز دوانی، حمید حاجی‌زاده، کارون حاجی‌زاده، مجید شریف، پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، یکی پس از دیگری محکوم حکمی مخفیانه شدند، ربوده شدند، به خانه‌شان هجوم رفت، حریم‌شان شکست، جسم و جان گرامی‌شان درد کشید و سرانجام با بیرحمی و خشونتی لجام‌گسیخته به قتل رسیدند.
پاییز آن سال به درد و خون عزیران ما آغشته است. انسان‌هایی که هریک در جایگاه خویش و با پافشاری بر باورها و آرمان‌های خویش، برای برقراری آزادی و عدالت پیکار کردند. و کارون کودکی بود نورسیده و جرمش چشم‌های باز او، که شاهد قتل پدر شد.
قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷ بر وجدان جامعه زخمی عمیق زد و موج گسترده‌ای از اعتراض مردمی را سبب شد. این اعتراضِ فراگیر نقطه‌ی عطفی ساخت در پاسخگو کردن نهادهای قدرت، در افشاگری خشونت سازمان‌یافته بر ضد دگراندیشان، در پافشاریِ جمعی بر حق رسیدگی قضایی و لزوم دادخواهی جنایت‌های سیاسی.

Read more

میدان بهارستان؛ روز کودتا و این روزها

تهران، مرداد ۱۳۹۴

28mordad-a

اگر در خانواده‌ای مصدقی بزرگ شده باشی سنگینی و تلخی روزهای آخر مرداد و بختک آن کودتا، که انگار روی سرگذشت «ما» افتاده بود، تا همه چیز را آنگونه کند که نباید می‌شد، تجربه کرده‌ای. از همان سال‌های کودکی این واژه‌ی غریب را می‌شناسی و عصبیتی که همراه آن فضا را می‌انباشت، لمس کرده‌ای. انگار که در این واژه همه‌ی پلیدی‌ها و زشتی‌ها حلول می‌کرد. وقتی به زبان می‌آمد همراه خودش انقباض فَک می‌آورد و پشت‌بندش حرف‌هایی بود پر از خشم و درد و بغض، از افسوسی که از نگاه پدر و مادر انگار بیرون می‌ریخت، و روی دل آدم می‌نشست تا در حافظه حک شود

Read more