روز جهانی زن، فرانکفورت
این روز خجسته، روز گرامیداشت تلاشهای برابریخواهانه در نسل های پیاپی زنان، روز تبلور پیوند جهانی در حقطلبی زنان، روز پافشاری بر کرامت زن بودن و پویایی تعریف آن در بستر چالشهای اجتماعی، روز جهانی زن بر همهی ما گرامی باد!
و این روز چه مناسبت شایستهای ست برای گرامیداشت سیمین بهبهانی. زنی که در هنر و حضور اجتماعیاش پایبند به کرامت انسان، به آزادی، عدالت، و مهر به مردم و سرزمین خویش بود. او که به گفتهی خودش به قصد گشودن امکان برای بیان چالشها و موقعیتهای انسان معاصر در سنت قدر شعر فارسی به نوآوری پرداخت. او که جسارت و محبتش به هم تنیده بود؛ در شعرش و در زندگیاش.
سخن گفتن از سبک هنری او و جایگاه ویژهی آن در روزگار ما و ماندگاریاش پس از ما، در صلاحیت من نیست. من هم مثل بسیاری از ما ایرانیها، که با شعر بزرگ میشویم و جابجا در زندگیمان از شعر مدد میگیریم تا روایت احوال خود را از زبان شعر دریابیم و بازگو کنیم، با تنیدگی شعر و زندگی اخت بودهام. سیمین بهبهانی هم به مرور یکی از آن شاعرانی شده است که با سرودههایشان زندگی کردهام، فرازهایی را به خاطر سپرده ام و زیر لب خواندهام تا بیان حال خود کنم، تا به خود نیرو بدهم، تا همدلی را باور کنم یا بغض گلویم را در آنها بیرون بریزم. شعر او به زندگی ما و زبان ما غنا بخشیده است.
اما سیمین بهبهانی برای من و بسیاری از ما که در زندگیمان این سعادت را یافتیم که کمی از نزدیکتر او را بشناسیم، به دیدارش رفته باشیم و مهمان آن خانهی روگشادش شده باشیم، خودش نیز مانند شعرش حضوری پرملات داشته و تأثیری ماندنی و یگانه بر خاطرمان گذاشته، که با ما خواهد ماند.